دیکشنری فارسی

solecism

UKsɔlisizəm

معنی فارسی

غلط دستوري غلط اصلاحي بي تربيتي

معنی کامل و مثال‌ها

/säl´ǝ siz´ǝm/n.

اشتباه دستوری، غلط گرامری، کاربرد غلط واژه (مثلا we done it که باید باشد we did it)

بی ادبی، بی نزاکتی

لغزش، اشتباه

مترادف‌ها

noun
1. Impropriety (in the use of language), error, mistake, blunder, incongruity, barbarism.
2. Impropriety, absurdity, breach of form.

واژه‌های دیگر با معنی «غلط دستوري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن