دیکشنری فارسی

solidified

UKsəlidifaid USsə'lıdə'faıd

معنی فارسی

جامد کردن يا شدن ، سفت کردن يا شدن ،

سخت کردن يا شدن ، يک پارچه کردن يا شدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. changed into a solid mass

واژه‌های دیگر با معنی «جامد کردن يا شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن