دیکشنری فارسی

solitaire

UKsɔlitɛər US'sɔlə'tɛə

معنی فارسی

نگين تکي ،

گوشواره يا نگيني که داراي يک گوهر باشد ،

بازي يکنفره

معنی کامل و مثال‌ها

/säl´ǝ ter´/n.

● (در اصل) تارک دنیا، عزلت گرای

● (انگشتر و غیره) نگین تک، الماس تک

● (بازی ورق) بازی باخود، بازی یکنفره، فال ورق

تعریف انگلیسی

noun
  1. a gem (usually a diamond) in a setting by itself
  2. extinct flightless bird related to the dodo
  3. a dull grey North American thrush noted for its beautiful song
  4. a card game played by one person

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Hermit. See solitary.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن