دیکشنری فارسی

solitary confinement

معنی کامل و مثال‌ها

● زندان انفرادی، زندان مجرد

تعریف انگلیسی

noun
  1. confinement of a prisoner in isolation from other prisoners “he was held in solitary”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن