دیکشنری فارسی

solstice

UKsɔlstis

معنی فارسی

انقلاب تحويل

معنی کامل و مثال‌ها

/säl´stis/n.

● (نجوم)

● (جمع) انقلابین، درازگان

● رجوع شود به: summer solstice

● رجوع شود به: winter solstice

تعریف انگلیسی

noun
  1. either of the two times of the year when the sun is at its greatest distance from the celestial equator

واژه‌های دیگر با معنی «انقلاب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن