solstitial معنی فارسی انقلابي تحويلي واژههای دیگر با معنی «انقلابي» sansculotte انقلابي افراطي. resistance force جنبش مقاومت يا جنبش آزادي بخش انقلابي french revolution انقلاب فرانسه، انقلابي که در سال 1789 در فرانسه اتفاق، افتاد و باعث امحاء سيستم فئودالي و revolutionaries شورشي، آشوبي، انقلابي revolutionary شورشي، آشوبي، انقلابي nihilist منکر همه چيز، منکر هستي، انقلابي افراطي که با همه اوضاع مخالف بود revolutionist شورش انگيز، پيشواي انقلاب، شورش طلب revisionism تجديد نظر طلبي، روش فکري ادوارد برنشتاين آلماني که، ابتدا پيرو مارکس بود ولي بعدا" دکترين