دیکشنری فارسی

solvable

UKsɔlvəbl US'sɔlvəbəl

معنی فارسی

حل کردني قابل حل آب شدني

معنی کامل و مثال‌ها

/säl´vǝ bǝl/adj.

(مسئله و غیره) قابل حل، پژنگ‌پذیر

(قدیمی) رجوع شود به: soluable

مترادف‌ها

adjective
Resolvable, solvible.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن