دیکشنری فارسی

somber

UKsɔmbər US'sɔmbə

معنی فارسی

(sombre) سايه دار تاريک غم انگيز محزون.

معنی کامل و مثال‌ها

/säm´bǝr/adj.

تیره، تاریک، تیره و تاریک

a more somber hue

یک رنگ تیره‌تر

somber, winding alleys

کوچه‌های تاریک و پرپیچ

غم انگیز، تاسف انگیز، دلگیر

somber thoughts

اندیشه‌های غم انگیز

a somber little room

یک اتاق دلگیر و کوچک

غمگین، غمزده، محزون

that news made him somber and restless

آن خبر او را غمگین و بی‌قرار کرد.

a somber mood

حالت غمزده

موقر، سنگین و رنگین، با وقار، بزرگوار

somber old men

پیرمردان موقر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking brightness or color; dull “drab faded curtains” “sober Puritan grey” “children in somber brown clothes”
  2. grave or even gloomy in character “solemn and mournful music” “a suit of somber black” “a somber mood”

واژه‌های دیگر با معنی «(sombre) سايه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن