دیکشنری فارسی

sombrely

معنی فارسی

بطور تاريک يا افسرده

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a somber manner “That's sure bad news,' said Dowd, somberly” “Derived from adjective: somber (for: somberly)”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن