دیکشنری فارسی

someone

UKsʌmwʌn US'sʌm'wʌn

معنی فارسی

کسي - يک نفر

معنی کامل و مثال‌ها

/-wun´, -wǝn/pron.

● رجوع شود به: somebody

تعریف انگلیسی

noun
  1. a human being “there was too much for one person to do”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن