somnambulate
معنی فارسی
خوابگردي کردن ، در خواب راه رفتن.
معنی کامل و مثالها
/säm nam´byōō lāt´/vi.
● خوابگردی کردن، در خواب راه رفتن
they say my maternal grandfather was a somnambulant
میگویند پدر بزرگ مادری من خوابگرد بوده است.
خوابگردي کردن ، در خواب راه رفتن.
/säm nam´byōō lāt´/vi.
● خوابگردی کردن، در خواب راه رفتن
they say my maternal grandfather was a somnambulant
میگویند پدر بزرگ مادری من خوابگرد بوده است.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن