دیکشنری فارسی

son of a bitch

معنی فارسی

پدرسگ

معنی کامل و مثال‌ها

n., interj.

● (خودمانی - ناخوشایند)

● (به شخص یا چیز مورد خشم) پدرسگ‌!، مادرسگ‌!، تخم‌سگ‌!

● (ندا حاکی از شگفتی یا آزردگی) اه‌!، خاک بر سرم‌!، وای‌! (sonofabitch هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. insulting terms of address for people who are stupid or irritating or ridiculous

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن