son of a bitch
معنی فارسی
پدرسگ
معنی کامل و مثالها
n., interj.
● (خودمانی - ناخوشایند)
● (به شخص یا چیز مورد خشم) پدرسگ!، مادرسگ!، تخمسگ!
● (ندا حاکی از شگفتی یا آزردگی) اه!، خاک بر سرم!، وای! (sonofabitch هم مینویسند)
تعریف انگلیسی
noun
- insulting terms of address for people who are stupid or irritating or ridiculous