دیکشنری فارسی

sonic

UKsɔnik US'sɔnık

معنی فارسی

صوتي ، مربوط به صوت يا سرعت صوت

معنی کامل و مثال‌ها

/sän´ik/adj.

● وابسته به صدا، صدایی، آوایی، صوتی

sonic altimeter

فرازسنج آوایی

● وابسته به سرعت صوت (حدود 1220 کیلومتر در ساعت)

● (پسوند) آوا، صوت، صوتی، آوایی

supersonic

فراصوتی

subsonic

فروصوتی، زیرصوتی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of speed) having or caused by speed approximately equal to that of sound in air at sea level “a sonic boom”
  2. relating to audible sound “a sonic wave”

واژه‌های دیگر با معنی «صوتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن