دیکشنری فارسی

sonny

UKsʌniː US'sʌnı

معنی فارسی

پسر جان فرزند

معنی کامل و مثال‌ها

/sun´ē/n., pl.

● (خطاب مهرآمیز به پسر خود یا هر پسر دیگر) پسرم، پسر جان، فرزند جان

how are you, sonny?

حالت چطوره، پسرم‌؟

تعریف انگلیسی

noun
  1. a male child (a familiar term of address to a boy)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن