sonship معنی فارسی پسري فرزندي معنی کامل و مثالها /sun´ship/n.● پسری، (مذکر) فرزندی مترادفها noun Filiation. واژههای دیگر با معنی «پسري» step son نا پسري، پسرزن يا شوهر choirboy پسري که عضو دسته ي سرودخوانان است batboy پسري که چوگانهاي بازي بيسبال را گردآوري، ميکند boyfriend دوست پسر، رفيق.، پسري که با دختر بيرون ميرود