دیکشنری فارسی

soot

UKsut USsu:t

معنی فارسی

دوده اي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/soot, sōōt/n., vt.

دوده

the heater pipe is filled with soot

لوله‌ی بخاری پر از دوده است.

پر از دوده کردن، از دوده پوشاندن

the pipe is sooted up

دوده لوله را گرفته است.

مترادف‌ها

noun
Crock, black dust.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن