دیکشنری فارسی

soothing

UKsuːðiŋ US'su:ðıŋ

معنی فارسی

ارامش بخش ، ارامي بخش ،

داراي اثر تسکين دهنده ، تسليت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. affording physical relief “a soothing ointment for her sunburn”
  2. freeing from fear and anxiety

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن