دیکشنری فارسی

sorbent

معنی فارسی

جاذب، کشنده ، ماده جذب کننده .

معنی کامل و مثال‌ها

/sôr´bǝnt/n.

● (ماده یا فرایند) درآشام، جاذب، درآشامگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a material that sorbs another substance; i.e. that has the capacity or tendency to take it up by either absorption or adsorption

واژه‌های دیگر با معنی «جاذب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن