soring
معنی فارسی
دردناک کردن پاهاي جلو اسب
معنی کامل و مثالها
/sôr´iŋ/n.
● (نمایش اسب و اسبسواری) دردناک کردن پاهای جلو اسب (برای اینکه مجبور شود گامهای بلند و غلوآمیز بردارد)
دردناک کردن پاهاي جلو اسب
/sôr´iŋ/n.
● (نمایش اسب و اسبسواری) دردناک کردن پاهای جلو اسب (برای اینکه مجبور شود گامهای بلند و غلوآمیز بردارد)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن