دیکشنری فارسی

sorrel (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/sôr´ǝl, sär´-/n., adj.

● (اسب) کرند، کورنگ

● (رنگ) قهوه‌ای مایل به سرخ، حنایی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن