دیکشنری فارسی

soufflé

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō flā´/adj., n.

● (خوراکپزی)

● پف کرده، سبک و پف‌دار (souffleed هم می‌گویند)

● خوراک پف کرده (به ویژه دارای تخم‌مرغ و پنیر)، سوفله

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن