sough
UKsʌf
معنی فارسی
صداي وزش باد با صدا وزيدن
معنی کامل و مثالها
/sou, suf/n., vi.
● صدای نرم و زمزمه مانند، زمزمه، صدای آهمانند
● این صدا را ایجاد کردن، نفس عمیق و آه مانند کشیدن
تعریف انگلیسی
verb
- make a murmuring sound “the water was purling” “Something ----s”
مترادفها
noun
1. Sigh, murmur, murmuring sound.
2. Waft, breath, gentle breeze.