دیکشنری فارسی

sound (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/sound/n., vt., vi.

● صدا، صوت

don't make a sound!

صدا در نیار!

a sound recording

ضبط صدا (صوت)

the speed of sound

سرعت صوت

sound travels more slowly than light

صدا از نور آهسته‌تر حرکت می‌کند.

the sound of her voice

صدای حرف زدن او

the sound of music

صدای موسیقی

the sound of laughter

صدای خنده

the sound of footsteps

صدای پا

● سر و صدا، تق و توق، هیاهو، نفیر، نوفه

full of sound and fury, signifying nothing

(شکسپیر) پر از هیاهو و خشونت و عاری از هر گونه معنی

she entered the room without a sound

بی سر و صدا وارد اتاق شد.

● آوا

vowel sounds

آوای واکه‌ها

speech sounds

آواهای زبان

● (مجازی) فحوا، لحن، ظاهر

his confession has a suspicious sound to me

اعتراف او به نظرم مشکوک است.

the sound of his report

فحوای گزارش او

● صدارس (مثل: تیررس)، معرض صدا

the boy was out of sight and out of sound

آن پسر نه در معرض دید بود و نه صدای کسی را می‌شنید.

within sound of the bells

در صدارس ناقوس‌ها

● (قدیمی) معنی، اهمیت، شایعه

● صدا کردن، صدا ایجاد کردن

strange music kept sounding in her ears

موسیقی عجیبی در گوشش صدا می‌کرد.

● (از روی صدا) به نظر رسیدن، نمایاندن

it sounds serious

به نظر می‌رسد که جدی است.

Mina sounds happy today

مینا امروز خوشحال به نظر می‌رسد.

he sounded very optimistic

به نظر خیلی خوش‌بین می‌رسید.

● به صدا درآوردن

to sound the doorbell

زنگ در را به صدا درآوردن

● (به طور واضح) تلفظ کردن، گفتن، ادا کردن

to sound one's r's

"r" های خود را به وضوح تلفظ کردن

● (با صدا) اعلام کردن

the clock sounds the hour

ساعت دیواری ساعت را اعلام می‌کند.

to sound one's praises

کسی را علنا تحسین و از او تعریف کردن

● (پزشکی - با گوشی یا ضربه زدن با انگشت) سمع کردن، گوش دادن

● (رادیو و تلویزیون و غیره) صدا، ولوم

I can't here it well, turn the sound up

نمی‌توانم درست بشنوم صدا را بلند کن.

* sound off

1- (مشق نظامی) به نوبت گفتن، یک دو سه چهار کردن 2- (خودمانی) آزادانه بیان کردن (شکایت یا انتقاد یا عقیده و غیره را)، دق دلی‌درآوردن 3- (با صدای بلند و ناخوشایند) پز دادن، ادعا کردن، داد و بیداد کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن