دیکشنری فارسی

soupy

US'su:pı

معنی فارسی

شبيه ابگوشت ابکي. غليظ و مرطوب گرم و مرطوب

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´pē/adj.

● آبکی

● (عامیانه) غلیظ و مرطوب

a soupy fog

مه غلیظ و مرطوب

● گرم و مرطوب

soupy weather

هوای گرم و مرطوب

● (عامیانه) پر از احساسات غلوآمیز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the consistency and appearance of soup “a soupy fog”
  2. effusively or insincerely emotional “a bathetic novel” “maudlin expressions of sympathy” “mushy effusiveness” “a schmaltzy song” “sentimental soap operas” “slushy poetry”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن