دیکشنری فارسی

source language

UKsɔːslæŋgwidʒ

معنی فارسی

زبان منبع زبان اصلي

معنی کامل و مثال‌ها

● (زبان کامپیوتری مانند COBOL یا FORTRAN که برنامه‌ی آن نوشته شده) زبان مبدا (در برابر: زبان مقصد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a language that is to be translated into another language

واژه‌های دیگر با معنی «زبان منبع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن