souse (1)
معنی کامل و مثالها
/sous/n., vt., vi.
● (خوراک مشتمل بر کلهپاچهی خوک که ترشی انداختهاند) ساوس
● آب نمک، آب و نمک و سرکه (برای ترشی انداختن گوشت خوک)
● (آمریکا - خودمانی) میخواره، بدمست
● ترشی انداختن
● آبروت کردن، (در آب یا آب نمک) خیساندن
● کاملا خیس کردن یا شدن
● (خودمانی) مست کردن یا شدن
when he left, he was soused
وقتی که رفت حسابی مست بود.