دیکشنری فارسی

southwardly

UKsʌðdliː

معنی فارسی

جنوبي رو به جنوب

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adv., adj.

● به سوی جنوب

● از جنوب

a southwardly wind

بادی که از جنوب می‌وزد(جنوبی)

واژه‌های دیگر با معنی «جنوبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن