دیکشنری فارسی

soviet

UKsɔviətaizeiʃən US'səuvıət

معنی فارسی

شوراي نمايندگان کارگران و سربازان ، شوري ،

شورا ، مجلس

معنی کامل و مثال‌ها

/sō´vē et´/n., adj.

● (روسی: شور، کنکاش)

● (در شوروی پیشین) شورای محلی، شورای دولتی، شورا

● (S بزرگ - جمع) دولت شوروی، مردم شوروی، رهبران شوروی، شوروی‌ها

● وابسته به اتحاد جماهیر شوروی، شوروی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or characteristic of the former Soviet Union or its people “Soviet leaders” “Pertains to noun: Soviet Union”
noun
  1. an elected governmental council in a communist country (especially one that is a member of the Union of Soviet Socialist Republics)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن