دیکشنری فارسی

soviet

UKsɔviətaizeiʃən US'səuvıət

معنی فارسی

شوراي نمايندگان کارگران و سربازان ، شوري ،

شورا ، مجلس

معنی کامل و مثال‌ها

/sō´vē et´/n., adj.

(روسی: شور، کنکاش)

(در شوروی پیشین) شورای محلی، شورای دولتی، شورا

(S بزرگ - جمع) دولت شوروی، مردم شوروی، رهبران شوروی، شوروی‌ها

وابسته به اتحاد جماهیر شوروی، شوروی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن