sow (1)
معنی کامل و مثالها
/sou/n.
● خوک ماده (بالغ)، ماده خوک
● (برخی جانوران پستاندار به ویژه خرس) ماده
● (فلزکاری - ناودان یا جوی که فلز مذاب از کورهی ذوب تا محل شمشریزی در آن جاری میشود) آبگیره، گدازه راه
● تودهی فلز سرد و سخت شده در گدازه راه