دیکشنری فارسی

sow one's wild oats

UKsouwʌnzwaildouts

تعریف انگلیسی

verb
  1. live promiscuously and self-indulgently “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن