space craft معنی فارسی فضاپيما واژههای دیگر با معنی «فضاپيما» spacecraft فضاپيما pericynthian نزديکترين نقطه مسير فضاپيما نسبت به، کره ماه ballute دستگاه بالون مانندکه هنگام بازگشت به، فضاپيما، دميده ميشود تا از سرعت آن بکاهد. kapton نوعي پلاستيک عايق حرارتي با پوشش طلايي، در فضاپيما control rocket راکت کوچکي که در صورت لزوم روشن شده و، وضعيت يا سرعت فضاپيما را تصحيح ميکند spaceship فضاناو، کيهانناو، فضاپيما