دیکشنری فارسی

spaceman

UKspeismən

معنی فارسی

مسافر فضايي فضانورد اهل کرات ديگر.

معنی کامل و مثال‌ها

/-man´/n., pl.

● فضانورد، کیهان‌نورد، سپهرگرد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person trained to travel in a spacecraft “the Russians called their astronauts cosmonauts”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن