دیکشنری فارسی

spacey or spacy

معنی کامل و مثال‌ها

/spā´sē/adj.

● (آمریکا - خودمانی)

● رجوع شود به: spaced out

● غیر عادی، نامتعارف، غیر سنتی

● عصبی، دور از واقعیت، خیالاتی، دچار اوهام

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن