spade (2)
معنی کامل و مثالها
/spād/n.
● (ورقبازی) پیک، دل سیاه
queen of spades
بیبی پیک
● (خودمانی - توهین آمیز) سیاهپوست
* in spades
(عامیانه) شدیدا، به مقدار زیاد، به شدت
/spād/n.
● (ورقبازی) پیک، دل سیاه
queen of spades
بیبی پیک
● (خودمانی - توهین آمیز) سیاهپوست
* in spades
(عامیانه) شدیدا، به مقدار زیاد، به شدت
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن