spar (3)
معنی کامل و مثالها
/spär/n., vi.
● (خروس جنگی) با پا و چنگال و مهمیز مخصوص جنگیدن
● (در مسابقات مشت زنی نمایشی یا در تمرینها) جا خالی دادن و روی این پا و آن پا جهیدن و گاهی ضربه وارد کردن
● چانهزنی، بحث، مشاجره
● چانه زدن، چک و چانه زدن، یکی به دو کردن
fruit sellers sparred with women at Tajrish Square
در میدان تجریش میوهفروشان با خانمها چانه میزدند.