spark (2)
معنی کامل و مثالها
/spärk/n., vt., vi.
● (قدیمی)
● جوان خوش قیافه و متواضع
● (مرد) عاشق، عاشق پیشه
● خواستگاری کردن، خاطرخواه شدن
● عشقبازی کردن
/spärk/n., vt., vi.
● (قدیمی)
● جوان خوش قیافه و متواضع
● (مرد) عاشق، عاشق پیشه
● خواستگاری کردن، خاطرخواه شدن
● عشقبازی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن