دیکشنری فارسی

sparseness

UKspɑːsnəs

معنی فارسی

(sparsity) تنکي کم پشتي پراکندگي تنک بودن.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the property of being scanty or scattered; lacking denseness

واژه‌های دیگر با معنی «(sparsity) تنکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن