دیکشنری فارسی

spay

معنی فارسی

اخته کردن (جانور ماده) ، بي تخمدان کردن (زن)

معنی کامل و مثال‌ها

/spā/vt.

● (جانور ماده به ویژه سگ و گربه) اخته کردن، عقیم کردن، نازا کردن، تخمدان‌ها را درآوردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove the ovaries of “Is your cat spayed?” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن