spay
معنی فارسی
اخته کردن (جانور ماده) ، بي تخمدان کردن (زن)
معنی کامل و مثالها
/spā/vt.
● (جانور ماده به ویژه سگ و گربه) اخته کردن، عقیم کردن، نازا کردن، تخمدانها را درآوردن
تعریف انگلیسی
verb
- remove the ovaries of “Is your cat spayed?” “Somebody ----s somebody”