speakable معنی فارسی )سخن (گوينده ، حرف زن ، متکلم ، سخن ران ، ناطق ، نماينده)گروهي د رسخن گفتن واژههای دیگر با معنی «)سخن (گوينده» emphatic موکد، تاکيدشده، باتاکيدواشارات دست سخن گوينده speaker گوينده، حرف زن، متکلم quotation-marks نشان نقل قول که بدين شکل است ودردوسوي سخن، گوينده اي ميگذارند