دیکشنری فارسی

spearhead

UKspiəhed US'spıə'hed

معنی فارسی

نوک حمله

معنی کامل و مثال‌ها

/-hed´/n., vt.

● نوک نیزه، سر نیزه، سنان (به سر نیزه‌ی تفنگ می‌گویند: bayonet)

● (به ویژه در حمله‌ی نظامی) تکاور (یا تکاوران)، گروه نوک، سر جلوداران

● پیشگام، پیشتاز، جلودار

● تکاوری کردن، سر جلودار شدن، پیشگام شدن

the tanks spearheaded the attack

تانک‌ها جلودار حمله بودند.

his group spearheaded financial reforms

گروه او پیشتاز اصلاحات مالی بود.

تعریف انگلیسی

verb
  1. someone who leads or initiates an activity (attack or campaign etc.)
  2. the leading military unit in an attack
  3. the head and sharpened point of a spear
  4. be the leader of “She spearheaded the effort to find a cure for the disease” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «نوک حمله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن