دیکشنری فارسی

specie

UKspiːʃiːz

معنی فارسی

پول مسکوک سکه

معنی کامل و مثال‌ها

/spē´ shē, -sē/n.

● سکه، پول فلزی

* in specie

1- به صورت سکه 2- تهاتری، پایاپای

تعریف انگلیسی

noun
  1. coins collectively

مترادف‌ها

noun
Coin, cash, metallic money, hard money, stamped money.

واژه‌های دیگر با معنی «پول مسکوک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن