spectro-
معنی کامل و مثالها
/spek´trō, -trǝ/
● پیشوند:
● بیناب، طیف، طیفی، بینابی [spectrogram]
● وابسته به طیفنما یا بینابنما
/spek´trō, -trǝ/
● پیشوند:
● بیناب، طیف، طیفی، بینابی [spectrogram]
● وابسته به طیفنما یا بینابنما
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن