دیکشنری فارسی

spectrograph

UKspektrəgrɑːf

معنی فارسی

طيف نگار

معنی کامل و مثال‌ها

/-graf´, -gräf´/n.

بیناب نگار، طیف نگار، اسپکتروگراف

تعریف انگلیسی

noun
  1. a spectroscope by which spectra can be photographed
  2. a photographic record of a spectrum

واژه‌های دیگر با معنی «طيف نگار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن