دیکشنری فارسی

spectrometer

UKspektrɔmitər USspek'trɔmətə

معنی فارسی

طيف سنج

معنی کامل و مثال‌ها

/spek träm´ǝt ǝr/n.

● بیناب‌سنج، طیف‌سنج، اسپکترومتر

تعریف انگلیسی

noun
  1. spectroscope for obtaining a mass spectrum by deflecting ions into a thin slit and measuring the ion current with an electrometer

واژه‌های دیگر با معنی «طيف سنج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن