دیکشنری فارسی

speculum

معنی فارسی

التي که گودالهاي بدن را با ان گشادوبازديد مي

کنند

معنی کامل و مثال‌ها

/spek´yōō lǝm/n., pl.

● آیینه (به ویژه اگر از فلز صیقل خورده باشد)

● (سابقا) آیینه‌ی فلزی تلسکوپ

● (پزشکی - وسیله‌ای برای گشاد نگهداشتن سوراخ بدن به منظور معاینه‌ی بهتر) فراخگر

● (رنگ مشخص کننده‌ی بال برخی پرندگان به ویژه اردک‌ها) بال رنگ

تعریف انگلیسی

noun
  1. a mirror (especially one made of polished metal) for use in an optical instrument
  2. a medical instrument for dilating a bodily passage or cavity in order to examine the interior

مترادف‌ها

noun
[Lat.]
1. Mirror, looking glass.
2. Reflector.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن