speculum
معنی فارسی
التي که گودالهاي بدن را با ان گشادوبازديد مي
کنند
معنی کامل و مثالها
/spek´yōō lǝm/n., pl.
● آیینه (به ویژه اگر از فلز صیقل خورده باشد)
● (سابقا) آیینهی فلزی تلسکوپ
● (پزشکی - وسیلهای برای گشاد نگهداشتن سوراخ بدن به منظور معاینهی بهتر) فراخگر
● (رنگ مشخص کنندهی بال برخی پرندگان به ویژه اردکها) بال رنگ
تعریف انگلیسی
noun
- a mirror (especially one made of polished metal) for use in an optical instrument
- a medical instrument for dilating a bodily passage or cavity in order to examine the interior
مترادفها
noun
[Lat.]
1. Mirror, looking glass.
2. Reflector.