دیکشنری فارسی

spell bound

UKspelbaund

معنی فارسی

افسون شده طلسم کرده طلسم شده فريفته

مترادف‌ها

adjective
Enchanted charmed, bewitched, fascinated, under a spell, under magic influence.

واژه‌های دیگر با معنی «افسون شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن