دیکشنری فارسی

spermary

معنی فارسی

بيضه ، غده توليد کننده مني ، محل توليد مني.

معنی کامل و مثال‌ها

/spu_r´mǝ rē/n., pl.

● خایه، بیضه، زام ساز

واژه‌های دیگر با معنی «بيضه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن