دیکشنری فارسی

spheroid

UKsfiərɔid US'sfıə'rɔıd

معنی فارسی

شبه کره

معنی کامل و مثال‌ها

/sfir´oid/n., adj.

● کره‌سان (جسمی که گرد است ولی کاملا کروی نیست)، کره‌واره، شبه کره

● وابسته به کره واره، شبه کروی (spheroidal هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a shape that is generated by rotating an ellipse around one of its axes “it looked like a sphere but on closer examination I saw it was really a spheroid”

واژه‌های دیگر با معنی «شبه کره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن