دیکشنری فارسی

sphygmic

معنی فارسی

وابسته به ضربان قلب و نبض، تپشي، نبضي،

رگ تپشي، رگزنشي

معنی کامل و مثال‌ها

/sfig´mik/adj.

وابسته به ضربان قلب و نبض، تپشی، نبضی، رگ تپشی، رگ‌زنشی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن