دیکشنری فارسی

spiff

معنی فارسی

تروتميز کردن، صفا دادن، شيک و پيک کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/spif/vt.

● (خودمانی) تروتمیز کردن، صفا دادن، شیک و پیک کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. attractiveness in appearance or dress or manner “he gets by largely on pure spiff”

واژه‌های دیگر با معنی «تروتميز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن